GROUP INFO

Name: AFGHANISTAN
Policy: Protected
Members: 68
Administrator: ™ALONE IN DRAKNESS
Country: Afghanistan

Founded On:
November 28, 2007
 
 

بگو که دوستم داری... | داستان کوتاه

AFGHANISTAN > Forum

1
Updated by Aryan at 06/19/2008 04:55

3 Comments
Page 1 of 1



Display mode:

Vote Down!

بگو که دوستم داری... | داستان کوتاه
6/11/2008 8:03 AM
Aryan, 20
Kabul
Afghanistan

بگو که دوستم داری... | داستان کوتاه

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو
که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما....

Reply | Block User
Re: بگو که دوستم داری... | داستان کوت
6/16/2008 5:50 AM
™ALONE IN , 107
REALLY TURE LOVE CAN HURT US ???
Canada

HYE GEART ONE DEAR FREIND SO NICEEEEEEEEEEEE

Reply | Block User
Re: Re: بگو که دوستم داری... | داستان ک
6/19/2008 4:55 AM
Aryan, 20
Kabul
Afghanistan

Thank you Dear.......................

Reply | Block User

3 Comments
Page 1 of 1